تبليغاتX
آلبالو خشکه

آلبالو خشکه

نوشته های یک آلبالو خشکه...

باز این چه شورش است که در خلق عالم است....

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه  نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

آقا امام زمان؛ ایام محرم و شهادت سالار شهیدان را خدمت شما تسلیت عرض می کنم.

 

سلام
مدتی است که نمی تونم بنویسم..گرچه قبلاْ هم زیاد نمی نوشتم.....اما چرا ؟به هزار و یک علت....اول این که حوصله تایپ نداشتم. اون هم تایپ فارسی که من به کل خلاصم.
دوم درگیر تدوین و ارائه پایان نامه بودم. دیگر اینکه اخیراْ بعد از رحمت بی مثال الله بر مردم ایران به ویژه شمال و بعد از مهرورزی دولت نهم نسبت به ترکمن ها یی که از قدیم دشمنیشون با شیعه و به ویِژه ایرانی با عرب های بی حیا برابری می کنه ..تمام خانواده ام مریض شدند و افتادند تو خونه.هم پدرم و هم مادرم...من هم شدم پرستار...اخرش خودم هم مریض شدم.

اما از همه با حال تر طرف داری وزیر دولت نهم از ترکمن ها بود که گفت مشکل قطعی گاز فنی بوده و قشنگ تر از اون فرصت طلبی همیشگی احمدی نژاد بود که فورا منتقدان داخلی اش را متهم کرد  که اون ها به تر کمن ها گفته اند  گاز را قطع کنند.می بینید؟.چه با حاله؟.وزیر دولت حرفش متضاد رئیس دولته.کجایه دنیا همچین چیزی دیدید؟....حالا شما بگید کدومشون دروغ می گویند؟.ولی قبلش این هم بشنوید که ترکمنستان گفته تا زمانی ایران قیمت گاز را از 42 دلار به 72 دلار نرسونه گاز به ایران صادر نمی کنه.........
همه این اتفاقات به کنار .یکی دیگر از دلایلی که ننوشتم دلگیر شدنم از بعضی رفتارها و حرف های دوستانم بود.......باز هم بگم؟.هزارتا دلیل دیگه داشته که مدتی ننوشتم .

ولی فقط دو دلیل داشت که امشب نوشتم...اول از همه و مهمترین دلیل تسلیت گفتن ایام محرم خدمت آقا امام زمانه..

اما دلیل دومی که امدم بنویسم خبری بود که خوندم.......این خبر منو بد جوری تکان داد.به معنای واقعی دست خدا را دیدم.و فهمیدم  که واقعا از قسمت فراری نیست.......خودم که خبر را خوندم اشکم در امد.....
این اصل خبره...

زوج روسي پس از 60 سال همديگر را یافتند.

زماني كه «آنا كوژلوف» پيرمردي را در مقابل خود و در برابر خانه‌اش در دهكده‌اي در سيبري ديد خشكش زد و چيزي را كه چشمانش مي‌ديد، باور نمي‌كرد.
   
به گزارش فارس به نقل از ديلي تلگراف، در برابر او "بوريس" ايستاده، مردي كه 60 سال پيش با او ازدواج كرده بود آخرين باري كه اين دو يكديگر را ديده بودند 3 روز پس از ازدواج و زماني بود كه "بوريس" براي پيوستن به واحد خود در ارتش سرخ خانه را ترك كرده بود.

زماني كه او بازگشت "آنا" رفته بود او و خانواده‌اش تحت سياست‌هاي استالين به تبعيد داخلي مجبور شده بودند و هيچ نشاني نيز از آن‌ها در دسترس نبود.

اما هم اكنون حدود نيم قرن بعد آن‌ها باز هم يكديگر را ديدند. يك اتفاق فوق‌العاده باعث شد تا آن‌ها در يك روز به خانه روستايي خود و دهكده‌اي كه در آن‌جا ازدواج كرده بودند بازگردند.
آنا مي‌گويد: «من فكر كردم چشمانم اشتباه مي‌كنند. مرد آشنايي را ديدم كه به من نزديك مي‌شد، چشمانش به مرد خيره شده بود. قلبم به سرعت مي‌زد. مي‌دانستم اوست. با خوشحالي فقط گريه مي‌كردم.»

"بوريس" كه هم اكنون 80 ساله است براي رفتن به مزار پدر و مادرش به دهكده آمده بود. زماني كه از ماشين پياده شد، "آنا" را در كنار خانه قديمي خود ديد. خانه‌اي كه تنها 3 روز پس از ازدواج در آن زندگي كرده بودند.

آنا مي‌گويد بعد از تبعيد مادرش از او مي‌خواستند تا ازدواج كند و قصد داشته تا وي را متقاعد كند كه نرسيدن هيچ‌گونه نامه و پيغامي از طرف شوهرش نشان مي‌دهد كه او نيز ازدواج كرده است اما وي راضي نشده است و سرانجام مادرش با كتك زدن و پاره كردن همه عكس‌ها و نامه‌هاي بوريس او را مجبور به ازدواج با مردي ديگري مي‌كند.

بوريس نيز نهايتاً ازدواج مي‌كند و كتابي را نيز درباره زني كه تنها 3 روز با او زندگي كرد و هيچ وقت ديگري او را نديد مي‌نويسد.

در زماني كه اين دو همديگر را در دهكده خود ملاقات كردند همسران آن‌ها در گذشته بودند.

 

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 |

خدایا شکرت...

 

خدایا صد هزار مرتبه شکرت

از این بهتر نمیشد

چیزی که مثه یه آرزوی محال بود به حقیقت پیوست:

 

قابل توجه تمام داوطلبان شرکت در کنکور کارشناسی ارشد:

 

کنکور کارشناسی ارشد در

 

روزهای ۳،۲،۱ و ۴ اسفند ماه  بر گزار می شود

 

خدایا لطف بزرگی کردی، هیچ وقت فراموش نمی کنم و خیلی خیلی دوسِت دارم

 

لینک خبر :

http://82.99.202.130/Arshad/1386/861020_01.php

 

پنجشنبه بیستم دی 1386 |

عشق باید که چنین باشد...

عشقی که در روزهای زیبا و با شکوه بهار و تابستانِ زندگی همچون خورشید بدرخشد و جلوه و عطر دل انگیزش دل ها را مست و از خود بی خبر سازد که چندان هنری نکرده... معلوم است که در آن روزها همه چیز به ذات خود زیبا و در خور ستایش و رویایی و هیجان انگیز است.

عشق اگر عشق باشد باید در روزهای برگ ریز پاییز و در سرما و روزگار سخت زمستان، خودش را و نیروی معجزه آسایش را نشان بدهد و ثابت کند که حتی وقتی ابرهای تیره تمام آسمان را پوشانیده اند و یکسر می بارند و آن هنگام که همه چیز در زیر انبوهی برف و یخبندان از نظر ها پنهان گشته و از یاد ها رفته، آنچه که می تواند همچون نوری پر فروغ بر دلها بتابد و گرمای لذت بخشش روح خموده زندگی را در کالبد ما حیاتی دوباره بخشد، عشق است.

 

 عشق باید که چنین باشد...

 

در این روزهای سرد دی ماه 1386 ، این عکس بهانه ای شد تا اندکی از ناگفته هایم در باب عشق، روی این صفحات نقش ببندند.

ممنونم

 

دوشنبه هفدهم دی 1386 |

هر روز، یک روز کم می شود...

 

تا حالا هیچ وقت به این شکل، گذر زمان رو احساس نکرده بودم.

تمام ساعات و روزها با سرعت از کنارم رد میشن. کجا با این عجله من هنوز کار دارم ...درس دارم... صبر کنید...

دلهره و اضطراب و استرس دارن خفم می کنن.

خدایا کمک....

امروز ۱۴ دی هست و من یکی از روزهای ۱۲،۱۱،۱۰ یا ۱۳ بهمن امتحان دارم. اگر به هر دلیلی قبول نشم میره تا بهمن ساله دیگه....تا اون موقع هم کی می دونه چی میشه...اصلاً کی زنده س کی مرده؟

البته یه کنکور دیگه هم خرداد سال ۸۷ برگزار میشه...۳ ، ۴ ماهم برا اون وقت دارم.

فعلاً که این روزها، درس ها و کتاب ها کلافم کردن و بیشتر از همه اونا، فکرهای بیخودی که دست از سرم بر نمی دارن.

کنکور نزدیکه...

جمعه چهاردهم دی 1386 |

روز تولدم...

 

نیم ساعت دیگه فردا آغاز میشه و وارد یه روز جدید می شیم یعنی روز چهارشنبه پنجم دی که مصادفه با سالگرد تولدم.

نمی دونم چه حسی دارم، توصیفش برام فوق العاده مشکله، اما هر چی بزرگتر میشم گذشت زمان هم سریعتر میشه و 365 روز یه سال خیلی سریع میگذرن و منو به سال های بعد پیوند میدن.

وقتی روزای تولدم در سالای پیش رو به خاطر میارم احساس می کنم همین دیروز بودن، با اینکه یک سال از پنجم دی هزار و سیصد و هشتاد و پنج میگذره اما مثه اینکه همین دیروز بود. در طی این یک سال چه روزایی داشتم، چه اتفاقاتی برام افتاد....

 

روزهای کش دار و بلند و بی حوصله...

روزهای عجله و اضطراب و دلهره ....

روزهای خنده های از ته دل چون کودکان...

روزهای سیل گریه های بی امان...

روزهای رویایی به امید آینده....

روزهای دلتنگی برای گذشته...

روزهای صبح زود و بوی نان و چای داغ...

روزهای خواب و باز خواب و باز خواب....

روزهایی فقط من و خدا و تنهایی....

روزهایی شلوغ و پر هیاهو و مهمانی...

روزهایی با دوستان و شیطانی و بازی...

روزهایی آرام، با مامان و بابا و نازی...

روزهایی دل خسته از هر کار....

روزهایی از حس بودن سرشار...

روزهای پاییز و ابرهای ملال...

روزهای بهار و آفتاب زلال....

 

تمام این روزها هر کدوم به نوعی منو درگیر خودشون کردن، وقتی شخصیت اول یه ماجرا و در وسط صحنه بودم زمان خیلی دیر میگذشت، اما حالا که گذشته....حالا که نگاهی به سال گذشته می کنم، می بینم خیلی زود گذشت، زودتر از اون چیزی که فکرشو می کردم.  

 

ضمناً امروز چهارمین سالروز زلزله بم هست. به تمام هم وطنام که در اون سال عزیزی زو از دست دادن تسلیت میگم و از خدا برای تمام رفتگان طلب آمرزش و بخشش دارم. یادمه سال 82 ، 5 دی با اینکه برف اومده بود رفتیم اردو اونم کجا ...جاغرق... ما بچه های زیست بودیم با بچه های کتابداری...همه جا پر برف بود، چقدر پیاده رفتیم تا تونستیم یه جا برای نشستن 60 ، 70 نفر دانشجو پیدا کنیم...چقدر با استاد بچه های کتابداری برف بازی کردیم...یادش بخیر  ،خیلی خوش گذشت. اما وقتی اومدیم خونه و اخبار ساعت 19 رو دیدیم فهمیدیم چه فاجعه ای اتفاق افتاده وقتی ما خوش و خرم گل یا پوچ بازی می کردیم، فال حافظ می گرفتیم، برف بازی می کردیم، میوه می خوردیم، از سرما یخ می کردیم و بعد میرفتیم جلو آتیش تا گرم شیم اما بوی دود می گرفتیم....یه عده آدم بدون اینکه کاری بتونن بکنن زیر آوار گیر افتاده بودن و خیلی ها هم همون ساعات اول تموم کرده بود.

آمار تلفات و مجروحان خیلی خیلی تکان دهنده و زیاد بود. دلم میخواست امدادگر بودم و همون روز برای کمک می رفتم اما کاری از دستم بر نمیومد. از فردای اون روز رفتم دنباله بچه های هلال احمر دانشگاهمون اما ساعات کلاساشون با ساعت های کلاس و آزمایشگاه من اصلاً جور در نمیومد و من از اون سال تا حالا نتو نستم برم دوره های امداد گری رو بگذرونم اما امسال برنامه ریزی کردم بعد از کنکور ارشد یا بعد از کنکور پزشکی حتماً برم هلال احمر و تمام دوره های مربوط به امداد رو بگذرونم تا کارت امداد گری بین المللی بگیرم.

بعد از اونم که فهمیدیم ارگ بم با خاک یکسان شده....خیلی افسوس خوردم چون از نزدیک ندیدمش و از دست رفت.

 

این متنو ساعت 11:30 سه شنبه شب شروع کردم نوشتم . اما حال دقیقا ً ساعت 1 بامداد روز چهارشنبه ست. بیشتر وقتم صرف نوشتن اون قطعه شعر مانند شد که شاید بعداً ادامش بدم اما فعلاً باید برم بخوابم.

 

شب و روز همگی بخیر  

 

چهارشنبه پنجم دی 1386 |

خاویار حلزون + خواستگاری

سلام

امروز اول میخواهم این لینک را براتون بگذارم تا یاد بگیرید طرز گرفتن و خوردن خاویار از حلزون را ؟!

اَه.... حالم به هم خورد ولی حتماً ببینید و از آلبالو خشکه هم می خواهم اگر میتونه عکس ها را در خود وبلاگ بگذاره.

تخم حلزون، غذای مقوی!

بقیه عکس ها : گزارش تصويري: تخم حلزون، غذايي مقوي!

 

اما مطلب بعدی ...........

طرح مساله خواستگاري دختر از پسر (با تشکر از سایت تابناک یا همان بازتاب عزیز سابق)

برنا در گزارشی با طرح مسأله خواستگاري دختر از پسر نوشت:

خواستگاري به طور معمول از سوي مرد يا خانواده او صورت مي‌گيرد و آيات قرآن نيز مسأله خواستگاري را به مرد نسبت مي‌دهد، ولي اين بدان معنا نيست که زني نتواند از مردي خواستگاري کند. البته درباره خواستگاري دختران نمي‌توان به اين قاطعيت سخن گفت. در آيات قرآني به اين نکته توجه داده شده است که در عقد زناشويي، اصلي‌ترين مرجع تصميم گيرنده زن و شوهر هستند و اين مطلب به رغم محدوديت‌هايي که براي زنان مطرح بوده، جالب توجه است. آيه 230 سوره بقره نکاح را به زن نسبت مي‌دهد و تحقق آن را به اراده او مي‌داند. از داستان حضرت شعيب(ع) و موسي(ع) در قرآن استفاده مي‌شود که خواستگاري از سوي خانواده دختر (و نه صرفا دختر) نيز صورت مي‌پذيرد.

گزينش و انتخاب همسر در همه جوامع بر پايه آداب و رسوم خاصي انجام مي‌گيرد. همين آداب و رسوم است که ازدواج را به شکلي قانوني و بيرون از دايره غير شرع قرار مي‌دهد. زناشويي زماني معنا و مفهومي سالم و درست مي‌يابد که اشخاص هر فرهنگ و جامعه در محدوده آداب و سنت‌هاي فرهنگي خويش چه ساده و چه پيچيده، عمل کنند.

در روايتي آمده است که شخصي از ياران و اصحاب امام صادق (ع) با وي همراه مي‌شود. در ميانه راه، شخصي را مي‌بيند و به عللي نسبت زنازادگي به وي مي‌دهد. حضرت امام صادق (ع) از رفتار همراه خويش شگفت‌زده مي‌شود و از وي مي‌خواهد دليل خويش را در نسبت ناروايي که به شخص داده، بيان کند. وي مي‌گويد: اين شخص بيرون از دايره اهل کتاب و اسلام است؛ بنابراين، بر پايه قوانين الهي و آموزه‌هاي آن ازدواجي ميان پدر و مادرش انجام نشده است، پس مي‌توان او را زنازاده دانست. آن حضرت (ع) توضيح مي‌دهد که هر کسي بر پايه قوانين و آداب و رسومي که در جامعه ايشان رواج دارد، ازدواج کند در دايره زناشويي قرار مي‌گيرد و از زنازادگي بيرون مي‌رود.

خواستگاري يعني؟
اين امر با فرهنگ خاصي در اسلام انجام مي‌شود، زيرا زندگي با فرد و تشکيل خانواده و توليد نسل از اموري است که نمي‌توان از کنار آن به سادگي گذشت، ولي با اين همه براي دسترسي آسان شخص به همسر مطلوب راهکارهايي نيز بيان داشته است تا شخص بتواند همسري خوب برگزيند.

از اين رو به شخص اين اجازه را داده است تا همسر خويش را بنگرد تا با بصيرت کامل همسر خود را برگزيند. البته اين نگاه ‌بايد در محدوده مجازي انجام شود که بيرون از چهارچوب‌ها نباشد. برخي گمان کرده‌اند که آيه 52 سوره احزاب که سخن از اعجاب و شگفتني زيبايي دختر و زن به ميان مي‌آورد، اين را مجاز دانسته است که شخص براي ازدواج به فراتر از حالت عادي و مجاز نگاه برود و براي او مجاز باشد که به اندام زن و دختر به گونه‌اي ديگر بنگرد. اينان با توجه به آيه 27 سوره قصص که سخن از‌هايتن به ميان مي‌آورد، بر اين باورند که حضرت (ع) دختران شعيب را ديده و از اين رو شناخت کاملي از دختران داشته است.

بايد توجه داشت که اعجاب حسن و ايجاد شگفتي در برابر زن، مي‌تواند به شکل عادي و معمولي نيز اتفاق افتد. به اين معنا که نياز نيست تا زن خود را بي‌حجاب نمايد و يا موها و اندامش را به نمايش گذارد تا محل شگفتي قرار گيرد. به سخن ديگر، ديدني که به طور عادي و معمولي انجام مي‌شود نيز ممکن است شگفت‌انگيز باشد. با ديدن چهره و اندام اين معنا دست دهد و شناختي که مطلوب است پديد آيد؛ بنابراين لازم نيست که براي نگاه ازدواج به حکمي فراتر از حکم زنان ديگر عدول شود. البته در زمان انتخاب، مي‌تواند نگاه متعدد باشد و از نگاه واحد و مباح تجاوز کند؛ بنابراين، زن بايد خود را به گونه‌اي نشان دهد که شناخت اجمالي به دست آيد و نيازي نيست تا فراتر از آن عمل کند.

اين را مي‌توان مقدمه خواستگاري دانست. به اين معنا که نيازي نيست که اين عمل هنگام خواستگاري انجام شود، زيرا مي‌تواند پيش از خواستگاري به راه‌هايي اين ديدار انجام پذيرد، بي آن که دختر از آن آگاه باشد. چنان که در دو آيه پيش گفته هدف از ديدار و ديدن انتخاب همسر نبوده است، ولي پس از آن که ديداري انجام شد، خواستگاري صورت گرفته است.

خواستگاري مقدمه ازدواج است؛ به اين معنا که شخص مي‌خواهد رسما علاقه‌مندي خويش را به وصلت بيان دارد. در اين هنگام است که مسأله خطبه به ميان مي‌آيد. قرآن از خواستگاري به خطبه ياد مي‌کند. در حقيقت خواستگاري و خطبه به معناي پيشنهاد تشکيل خانواده مشترک با دختر و يا زني است که برگزيده شده است. از نظر اسلام خواستگاري و خطبه، امري مستحب است.

از چه کساني خواستگاري کنيد؟
خواستگاري به طور معمولي از سوي مرد يا خانواده او صورت مي‌گيرد. آيات قرآني مسأله خواستگاري را به مرد نسبت مي‌دهد ولي اين بدان معنا نيست که زني نتواند از مردي خواستگاري کند. البته درباره خواستگاري دختران نمي‌توان به اين قاطعيت سخن گفت. هر مردي مي‌تواند از هر دختري خواستگاري کند.

در آيات قرآني به اين نکته توجه داده شده است که در عقد زناشويي، اصلي‌ترين مرجع تصميم گيرنده زن و شوهر هستند و اين مطلب به رغم محدوديت‌هايي که براي زنان مطرح بوده است، جالب توجه است. آيه 230 سوره بقره، نکاح را به زن نسبت مي‌دهد و تحقق آن را به اراده او مي‌داند. حتي تنکح زوجا غيره و در ادامه آيه، حق بازگشت با عقد جديد پس از طلاق محلل را بر عهده خود زن و شوهر پيشين قرار مي‌دهد، اما درباره خواستگاري از دختران، قرآن بيان مي‌داد که اين خواستگاري بايد از سوي مرد به ولي دختر عرضه شود و نمي‌توان از خود دختر مستقيم خواستگاري کرد، زيرا در آيات قرآني خواستگاري و ازدواج دختران به ولي واگذار شده است. اين مطلب را مي‌توان از مفهوم مخالف آيات 232 و 234 سوره بقره به دست آورد، زيرا در اين آيه به زنان مطلقه اجازه داده شده است تا با هر خواستگاري که به آنان رجوع مي‌شود، ازدواج کنند و ديگر نيازي به موافقت ولي ندارند. از اين جا دانسته مي‌شود که غير زنان مطلقه؛ يعني دختران نمي‌توانند خودسرانه وعده ازدواج دهند و با شخصي ازدواج کنند و ازدواج آنان مشروط به اجازه ولي آنان است.

واگذاري حق بخشش مهر به زن و يا اولياي عقد (پدر و جد پدري و وصي و حاکم و مولا) نوعي ولايت براي آنان اثبات مي‌کند که بايد به آن توجه داشت. تأکيد بر اولياي عقد، بيانگر آن است که نوعي ولايت از سوي آنان دست کم درباره دختران مطرح است. هرچند که زنان مطلقه و يا زنان شوهردار از ولايت خاصي برخوردار مي‌شوند که نيازي به ولايت نخست نيست که از سوي اولياي عقد صورت مي‌گرفت (بقره آيه 237).

اما خواستگاري از زنان چه زناني که مطلقه هستند و يا زناني که شوهر مرده و بيوه هستند، حکم خاصي دارد. از برخي آيات استفاده مي‌شود که خواستگاري از هر زني تحت هر شرايطي روا نيست. از اين رو گفته شده است که آيه 235 سوره بقره که مي‌فرمايد: لاجناح عليکم فيما عرضتم به من خطبه النسا؛ قدر مسلم از اين آيه جواز خواستگاري با کنايه و غير مستقيم از زناني است که در عده وفات هستند، زيرا آيه پيشين آن درباره زنان شوهر مرده است البته گروهي بر اين باورند که اين حکم شامل هر زني که در عده طلاق بائن باشد، نيز مي‌شود (الحدايق ج 24 ص91).

اسلام دستور حساب شده‌اي درباره خواستگاري اين گونه زنان داده که همه جوانب در آن مراعات شده است. از طرفي به طور طبيعي زن با فوت شوهر يا جدا شدن از او درباره آينده خويش دغدغه دارد و از سويي بايد حريم زوجيت پيشين نيز حفظ شود. بدين سبب از خواستگاري صريح يا ملاقات و وعده پنهاني با آنان نهي شده است. ولکن لاتواعدهن سرا الا ان تقولوا قولا معروفا؛ در اين آيه سخن از قول معروف به ميان آمده است که همان خواستگاري با رمز و کنايه است (تفسير تبيان ج 2 ص 267).

البته اگر انسان در دل به ازدواج با اين گونه زنان تصميم داشته باشد، اين تصميم همانند اظهار يا کنايه جايز است (بقره آيه 235).

خواستگاري صريح يا غير صريح از زن شوهردار يا زني که در عده طلاق رجعي است و نيز خواستگاري صريح مرد از زني که او را سه بار طلاق داده يا در عده وفات است، جايز نيست، زيرا با اين کار، موجبات فروپاشي خانواده‌اي تشديد مي‌شود و جامعه از سلامت رواني بيرون رفته و هرکس به خود اجازه مي‌دهد که خانواده‌اي را از هم بگسلد و نابود سازد.

به هر حال، در اين آيات به خوبي روشن شد که چه زناني را مي‌توان خواستگاري کرد و چه زناني را نمي‌توان و اين که خواستگاري مي‌تواند به دو شکل صريح و يا کنايي انجام گيرد و گاه شکل کنايي را لازم و ضروري مي‌شود و شخص نمي‌تواند به طور صريح از زني خواستگاري كند.

ظرفيت نه شنيدن! داشته باشيد
چنان که گفته شد خواستگاري معمولا از سوي مرد يا خانواده او انجام مي‌شود و زن به اين کار اقدام نمي‌کند چنان که در آيه 235 سوره بقره خواستگاري به مردان نسبت داده شده است. اين بدان معناست که پاسخ رد شنيدن زن از مرد به نوعي شکست عاطفي در زندگي زن است که اثر آن هنگام تشکيل خانواده و اداره آن و نيز در تربيت فرزندان ظاهر مي‌شود. در حالي که خواستگاري از سوي مرد و شنيدن پاسخ رد شکست در زندگي به شمار نمي‌رود.

بنابراين، اگر در موردي زن و خانواده او با قاطعيت بدانند که از مرد پاسخ رد نخواهد شنيد خواستگاري آن‌ها امري معقول و روا خواهد بود. از داستان حضرت شعيب(ع) و موسي(ع) در قرآن استفاده مي‌شود که خواستگاري از طرف خانواده دختر (نه دختر) نيز صورت مي‌پذيرد.

برخي از آيه 13 سوره حجرات که «ان اکرمکم عندالله اتقيکم» را بيان مي‌کند، بر اين باورند که اگر شخص شايسته‌اي توان تأمين نفقه را دارد و از دختري خواستگاري کرد اجابت خواسته او واجب است. نويسنده کتاب کنز العرفان مي‌نويسد که استفاده اين مطلب از اين آيه مشکل است، مگر با کمک روايت پيامبر (ص) که فرمود: دخترانتان همانند ميوه هستند که اگر هنگام رسيدن چيده نشوند فاسد مي‌شود. (کافي ج5 ص237) آن حضرت در جايي ديگر مي‌فرمايد: دختران را به ازدواج کساني درآوريد که از نظر ايماني به آنان اطمينان داريد تا فتنه و فسادي بزرگ در زمين پديد نيايد. غير از اين روايت، مي‌توان به آيه 32 سوره نور ذکر مي‌فرمايد: وانکحوا الايامي منکم، بر اين مطلب استدلال کرد، زيرا با اجابت خواستگاري، زمينه ازدواج فراهم مي‌شود.
یکشنبه دوم دی 1386 |
آلبالو خشکه

بیرون از عمل، ‌جز دروغ چیزی نیست. تنها عمل است که دروغ نمی‌گوید. مردم را،‌ آن جا و این جا، باید در عمل‌شان قضاوت کرد.
جان شیفته نوشته رومن رولان

نوشته های یک آلبالو خشکه

albalu.khoshke@yahoo.com

موضوعات

"آناهیتا شاهدخت سرزمین ابدیت" اثری از آرش حجازی

یادداشت های آلبالو خشکه

یادداشت های بیدل

داستان منظوم نرجس خاتون مادر امام زمان (ع)

پيوندهاي روزانه

شفا

عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات

ستون آزاد

Recent

دیوان حافظ

کتاب "شازده کوچولو" با ترجمه محمد قاضی

هنر پیشه ها و خواننده های قدیمی ایرانی (قدیمی ها )

مطالب اخير

One Day I Decided To Quit

شرح مثنوی