|
|
|
|
اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ بىعنايات خدا هيچيم هيچ
بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياه استش ورق
اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا
اين قدر ارشاد تو بخشيدهاى تا بدين بس عيب ما پوشيدهاى
قطرهاى دانش كه بخشيدى ز پيش متصل گردان به درياهاى خويش
قطرهاى علم است اندر جان من وارهانش از هوا وز خاك تن
از دفتر اول مثنوی
|
|
دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
|
|
|
|
| |